مرضيه محمدزاده
44
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
1 - لا تعذليه فهم قاطع طرقه * فعينه بدموع ذرّف غدقه 2 - إنّ الحسين غداة الطف يرشقه * ريب المنون فما أن يخطىء الحدقه 3 - بكفّ شر عباد اللّه كلهم * نسل البغايا و جيش المرّق الفسقه 4 - يا أمة السوء هاتوا ما احتجاجكم * غدا و جلّكم بالسيف قد صفقه 5 - الويل حل بكم إلا به من لحقه * صيرتموه لارماح العدى درقه 6 - يا عين فاحتفلى طول الحياة دما * لا تبك ولدا و لا أهلا و لا رفقه 7 - لكن على ابن رسول اللّه فانسكبي * قيحا و دمعا و فى أثريهما العلقه « 1 » 1 - كسى را سرزنش مكن كه راهش را گم كرده است زيرا از چشمانش اشك فراوان مىبارد . 2 - در روز طف تيرى به سوى امام حسين ( ع ) رها شد كه خطا نمىكند و از حدقهى چشم امام ( سجاد ) دور نمىشود . 3 - اين كار به دست كسانى انجام شد كه بدترين مردم و حرامزاده و خارج از دين و فاسق بودند . 4 - اى بدترين امت ، دليلهايتان را در رستاخيز بياوريد . شما برهانى نداريد زيرا همهى شما او را با شمشيرتان زديد . 5 - مصيبت و ناگوارى بر شما باد ! مگر بر كسانىكه شما را همراهى نكردند و او را سپرى براى سرنيزههاى دشمنان قرار داديد . 6 - اى چشم ، تمام دوران خود را خون گريه كن . اما اين گريستن براى فقدان فرزند و خانواده و دوستان نباشد . 7 - اين گريستن براى فرزند رسول خدا باشد اشكى همراه با غصّه و خون در رثاى آنها بريزيد . * * * ام البنين فاطمه بنت خزام بن خالد بن ربيعة بن عامر بن كلاب ، همسر حضرت على ( ع ) . پدرش ابو المجل حزام بن خالد ، از قبيلهى بنى كلاب و مادرش ليلى يا ثمامه دختر سهيل بن عامر بن مالك بود . وى زنى با شرافت ، فاضله ، عالمه و عابده بود . آوردهاند كه پس از وفات فاطمه ( س ) ، امام على ( ع ) با برادرش عقيل كه در نسبشناسى عرب شهره بود ، دربارهى انتخاب همسرى كه اصيل باشد و فرزندانى دلير و جنگاور بياورد مشورت كرد و عقيل ، فاطمه را پيشنهاد كرد كه از خانوادهاى ريشهدار و دلاور بود « 2 » و على ( ع ) با وى ازدواج كرد . نتيجهى اين ازدواج چهار پسر بود به نامهاى عبّاس ، عبد اللّه ، جعفر و عثمان . اين چهار تن به شجاعت و دليرى مشهور بودند و از اينرو فاطمه را ام البنين ( مادر پسران ) ناميدند . خود او در يكى از اشعارش به اين نكته اشاره دارد . اين چهار تن در كربلا در كنار برادر و پيشواى خود امام حسين ( ع ) به شهادت رسيدند . « 3 » ام البنين در واقعهى كربلا حضور نداشت ، اما هنگامىكه كاروان اسراى كربلا وارد مدينه مىشد ، كسى خواست خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد . او گفت : از حسين ( ع ) برايم بگوييد . چون شنيد كه چهار فرزندش همراه امام ( ع ) كشته شدهاند ، گفت : اى كاش فرزندانم و تمامى آنچه در زمين است فداى حسين مىشد و او زنده مىماند . اين سخن او را دليل
--> ( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 158 . ( 2 ) - عمدة الطالب ؛ ص 356 و 357 . ( 3 ) - مقاتل الطالبيين ؛ ص 82 - 84 .